درد دل جوجه
آه.
چه زود يك سال گذشت .درست يك سال پيش همين موقع براي اولين بار صفحه بلاگفا رو باز کردم وبا خوندن راهنما وهمچنين حس فضولی كه همیشه در وجود م هست جوجه کتابدار را درست کردم .اسم جوجه ناگهانی به ذهنم رسید .البته براي انتخابش دلیل داشتم .چون از کتابداری هیچ چیز نميدونستم و هنوز جوجه بودم .براي دانشجو ها اسم جوجه جالب بود واوايل كه انتظار بازدید زیادی نداشتم رضایت بخش بود .مطالب حرفه ای کتابداری و اطلاع رساني نبود و مثل وبلاگ آنتی کتابدار طنز کتابداری نبود و ببیشتر این وبلاگ براي سو دهي به افکارم براي نوشتن مطلب بود . تا اینکه این ترم گذشته عجیب سرم شلوغ شد . کمتر به جوجه سر میزدم و چون واقعاً از کتابداری زده شده بودم و جریانات اخیر همچون عوض شدن اسم رشته بر بي اعتناييم به کتابداری افزود .جوری كه حتی امتحان ارشد براي کتابداری ندادم .روزهايی جالب بود و الان ترم آخری هست كه دانشجوی کتابداری هستم .با نگاه خيلي بدبین به آینده کتابداری شاید این هفت ماه آینده كه به نوشتن مطلب براي جوجه ادامه میدهم چهره جدیدی از جوجه ببینید .البته دو سه تا وبلاگ دیگه هم دارم در محیط های دیگه ایجاد ميكنم با موضوعاتی مختلف كه امیدوارم اونا به سرنوشت جوجه دچار نشوند.يك سالگی جوجه کتابدار مبارک .میخواهم نام جوجه کتابدار ......