حرف دل جوجه
به خدا سرم خیلی شلوغ بود .چهلم مادربزرگم بود .خودم درگیر ستاد استقبال دانشگاه بودم ودوتا پروژه هم داشتم نگین سرمو کردن زیر آب بعد یک ماه امروز به جوجه سر زدم .دیگه تکرار نمیشه .باسپاس .
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۷/۰۷/۰۲ ساعت 23:55 توسط پدیده آقاسی کرمانی(کتابدار خودمونی)
|