تبليغاتX
جوجه کتابدارjoojeketabdar_کتابدارخودمونی
جوجه کتابدارjoojeketabdar_کتابدارخودمونی

دست نوشته های خودمونی یک کتابدارپزشکی

سلام به همه جوجه کتابدارا حتی اونایی که مرغ وخروس شدنحالتون خوبه ؟چاکر تموم جوجه کتابدارا هستیم سرخ نشین ،بابا شوخی کردم چیزی نگین ،بذارین ادامه بدمامروز اولش دلم به حال بچه هایی که اومده بودند کارآموزی سوخت بیچاره ها کارآموزیشون تو شلف خونی ومرتب کردن قفسه ها خلاصه میشد وبد جور حالشون گرفته شده بود همون جا برا ی بهتر شدن  حال واحوال کتابداری دعا کردموهزار سوال در ذهنم بازی میکرد که چرا چنین انتخابی کردم اما نه بعدش به یاد حرفای اساتید افتادم ودر دل گفتم ای ول به سلیقه ام در انتخاب چنین رشته با کلاسی که با ،پزشکان اساتید و پژوهشگران سر وکار داردنخند دیوونه نیستم وقاطی هم ندارم من خوشبخت خوشبختم چون با بهترین دوست انسان ها سروکار دارم وافتخار میکنم که:یک جوجه کتابدارم 
نوشته شده در سه شنبه 1387/02/03ساعت 13:18 توسط پدیده آقاسی کرمانی(کتابدار خودمونی)| |

 در گذشته همین پارسال رو میگم می شد با رتبه ۳۸۰۰۰ کتابداری قبول شد وکلی کلاس گذاشت که من رشته کتابداری پزشکی میخونم وکلی افه می اومدیم که اره منابع پزشکی تو دست ماست .ما کتابدارا این جوری هستیم ولی چکار کردیم ؟ 

                      هیچی . ما حتی یک پله هم ترقی نکردیم فقط خودمون، خودمون رو قبول داریم وحال چه باید کرد تا باعث رشد کتابداری شویم ؟باید چکار کنیم تا دانشجوهای تازه وارد خجالت زده نشوند وقتی میخواهند رشته کتابداری رو معرفی کنند .ما خودمون میتونیم باعث تغییرات شویم ما میتونیم ... تنها باید بخواهیم. یعنی چی ؟یعنی کلاسامون رو الکی تعطیل نکنیم و کتاب ها وجزوه ها رو برای پایان ترم نگذاریم و سر کلاس درسا رو گوش بدهیم برای زنگ تفریح یک ساعت از کلاس خارج نشیم .به عبارت دیگر آدم شویم من که آدم  نشدم ولی میخواهم آدم بشم شما هم اگر روش آدم شدن رو بلدید ما رو بی نصیب نگذارید؟

                                                            صندوق حمایت از جوجه کتابداران

نوشته شده در سه شنبه 1387/02/03ساعت 8:47 توسط پدیده آقاسی کرمانی(کتابدار خودمونی)| |
درست ربع ساعت پیش سارا عجیب قاطی کرده بود .از دست رشته کتابداری و دانشکده کلی اعصابش به هم ریخته بود و مرتب غر میزد که خسته شدم این دیگه چه رشته ایه کتابدار که نباید کتاب امانت بده واصلا اطلاع رسانی چیه؟اطلاع رسانی که اخر اسم رشته می آید چکارست و اطلاع رسان کیه .کلا سارا با اطلاع رسانی موافقه ولی با کتابداری قمر در عقرب

     بعد یک ساعت خودش فهمید که همین که هست دیگه نمیشه عوضش کرد . باید سوخت وساخت و بعد گفتمش که اگه خیلی  ناراحته بشینه تو خونه و بشه خانم خونه و بعدش چند سال بعد من به سارا میگم که جوجه کتابدار ناکام چطوری؟

نوشته شده در سه شنبه 1387/02/03ساعت 8:45 توسط پدیده آقاسی کرمانی(کتابدار خودمونی)| |
یک تصویر خیالی از روز کتابدار

آقای منصوری به علت سردرد دیروز وخواب نرفتن شب گذشته صبح با بی میلی روانه محل کار شد. تاکسی واتوبوس هم که به سختی گیر میومد بلاخره با یه دربستی تا نزدیکی محل کارش رفت .تو کتابخانه هم که جز کارهای همیشگی خبری نبود .از بس تو قفسها چرخید سر گیجه گرفته بود ودرست حسابی خسته بود .تازه سر دیر کرد سه ماهه یک کتاب که مراجعه کننده حاضر به پرداخت دیر کرد وجبران اشتباهش نبود کلی اعصابش به هم ریخت . بلاخره راهی منزل شد .تو تاکسی صدای رادیوی راننده  با اعصابش بازی میکرد .گوشش درست میشنید:دوستان کتابدارروزتان مبارک...........؟

   تو راه داشت فکر میکردوخیلی برایش خنده دار بود امروز روز کتابدار بود واز او به عنوان یک کتابدارنتنها قدر دانی نشده بود بلکه رفتار اون مراجعه کننده ای که کتاب را دیر آورده بود حرصش را درآورده بود.پیش خودش میگفت مدرک کتابداری دارم چند ساله تو کتابخونه کار میکنم ولی انگار کاری نکردم شاید از فردا موندم تو خونه و.........تا اینکه رسید خونه.سر شب بود پسرش اومد کنار بابا نشست وگفت بابا امروز برای کتابدار کتابخونه مدرسه جشن گرفته بودند وبه اون کادو دادند وآقای مدیر کلی درباره کتابداران ونقششون گفت برای شما هم جشن گرفتند؟ و پدر هیچ  نگفت و در دل ناراحت بود وپیش خودش گفت شاید از ماگذشته ولی باید هوای جدید ها را داشت .

               

نوشته شده در سه شنبه 1387/02/03ساعت 8:44 توسط پدیده آقاسی کرمانی(کتابدار خودمونی)| |
دوستای خوب از این به بعد هر جند وقت یک بار میخواهم از میان نظرات ویافته ها یکی از ویژگی های یک دانشجوی نمونه کتابداری را معرفی کنم وامید دارم که شما دوستان مرا در این امر یاری کنید .نظرات خودتان را درباره ویژگی های یک دانشجوی نمونه بیان کنید..................................................... .....................................................................تابتوانیم خودمان را با این الگوها تطبیق دهیم

نوشته شده در سه شنبه 1387/02/03ساعت 8:41 توسط پدیده آقاسی کرمانی(کتابدار خودمونی)| |
امروز یه مطلب جدید رو در رابطه با دنیای کتابداری کشف کردم و اون یک پیشرفت در کلاس رشته کتابداری بود. تاحالا خیلی وبلاگ و سایت ساختن مد نبود ولی جدیدا از دانشجوی ترم اولی تا دکترای رشته  کتابداری داغ دلشون رو با ساختن وبلاگ وسایت خالی میکنند ونتیجه کار شده یک مشت وبلاگ معطل در زمینه کتابداری در فضای اینترنت واین خودش جای خوشحالی دارد که لااقل کتابدار ها تو یک زمینه رشد خوبی داشته اند وشاید در آینده نزدیک رشته کتابداری توسط وبلاگ ها ووب سایت هایش شناخته بشود که این موضوع در جای  خود قابل دفاع است و اینکه اطلاع رسانی از کتابداری جلو افتاده است

نوشته شده در دوشنبه 1387/02/02ساعت 15:56 توسط پدیده آقاسی کرمانی(کتابدار خودمونی)| |
خسته شده بود .نمیتوانست بین گفته های قلب ومغزش یکی رو انتخاب کنه .خیلی سخت بود که بین یک رشته ناشناخته که اول وآخرش معلوم نیست با یک رشته جاافتاده یکی روانتخاب کنه . در دانشگاه ازاد دامپزشکی کرج رو قبول شده بود ودر ملی کتابداری پزشکی و حال بین دوراهی مانده بود . کدوم بهتره؟بازار کار کدوم بهتره ؟ برای یک پسر کدوم کار  بهتری داره ؟

      از جک و جونورا بدش می اومد واین رشته رو تو انتخاب خود دانشگاه قبول شده بود وکتابداری هم باب میلش نبود .حالا مونده بود چکارکنه ؟شما اگر جای اون بودید چه میکردید؟

  

نوشته شده در دوشنبه 1387/02/02ساعت 8:58 توسط پدیده آقاسی کرمانی(کتابدار خودمونی)| |