تبليغاتX
جوجه کتابدارjoojeketabdar_کتابدارخودمونی
جوجه کتابدارjoojeketabdar_کتابدارخودمونی

دست نوشته های خودمونی یک کتابدارپزشکی

طبق مشاهدات عینی و درخواست های مکرر سازمان سنجش اعلام نمود که:از سال ۱۳۸۷ برطبق مقررات آموزشی وبه جهت حفظ شان آموزشی رشته کتابداری از پذیرش دانشجوی مرد خودداری میگردد .فالگوش گفته که بنا بر بازار کاری خوب رشته این کار صورت گرفته تا از علافی جوانان مملکت خودداری شود و بیخودی وقت خود راهدر ندهند .در ضمن افزود خانم های گرامی نباید خرج خانواده را بدهند ولی خانواده ای منتظر مرد خانه است ویک جوان بیکار کتابداری چیزی جز ناکامی و خودکشی وافسردگی ندارد

 

نوشته شده در شنبه 1387/01/31ساعت 12:28 توسط پدیده آقاسی کرمانی(کتابدار خودمونی)| |
خیلی بامزه است از بین این لیست که اسامی تعدادی از جوجه کتابداران است عده زیر موفق شده اند از بین ۱۳۸۷ نفرشغل ابرومندی را برای خود دست و پا کند :

سارا ابراهیمی (مسعود شصت چی)..........................کارمند بایگانی اداره ثبت واحوال

نیره اصنافی...............................کارمند قراردادی یک کتابخانه عمومی

 مجتبی اسایش.........................صاحب یک کافی نت باکلاس

مهدیه امامی...........................تایپیست یک موسسه انتشاراتی

علی امینی  ...........................منشی یک شرکت چند منظوره

سبحان اشراقی........................شاگرد یک موبایل فروشی

مهدیه عباسی...........................منشی یک دندانپزشک

ارش حسینی............................وردست بابشون تو قالی فروشی

میلاد حکیمی..............................تاکسی موتوری شهر تهران

سوسن مقصوری...........................پرستار بچه

مهرناز قدیری.................................ور دست داداششون در یک کافی نت  

واما بیچاره..................

آن دسته از دانشجوهایی که سال ۱۳۸۷ میخواهند به تحصیل در این رشته بپردازند

نوشته شده در شنبه 1387/01/31ساعت 12:16 توسط پدیده آقاسی کرمانی(کتابدار خودمونی)| |
امروز ۳۱/۱/۱۳۸۷ومن هنوز یک جوجه کتابدارم. 

 یه روز ازاینکه جوجه کتابدارم خوشحالم وروز دیگه افسوس می خورم .شما چی ؟شما افسوس میخورید یا از انتخابتون راضی هستید یا اینکه مثل من بین رضایت وپشیمانی گیر افتاده اید؟

نوشته شده در شنبه 1387/01/31ساعت 11:57 توسط پدیده آقاسی کرمانی(کتابدار خودمونی)| |
آیا موافقید؟

۱.کتاب پزشکی

۲. کتابدارپزشکی

۳.  اطلاع رسان پزشکی

                                     =۱+۲+۳=    کتابداری و اطلاع رسانی در شاخه پزشکی

نوشته شده در چهارشنبه 1387/01/28ساعت 17:22 توسط پدیده آقاسی کرمانی(کتابدار خودمونی)| |
سر کلاس مرجع شناسی  استاد هر چه جلوتر میرفت وبیشتر درس میداد بیشتر قاطی میکردیم .سازماندهی و مرجع شناسی و اشنایی با بانک ها همه وهمه با سایت و پایگاهها سروکار داشت وهمه باهم قاطی شده بود وما هم قاطی کرده بودیم ولی استاد مارو درک نمیکرد خلاصه فکر کنم اخر ترم باید بزنیم تو سرمون 

تازه با این رشته که کلی ادعا میشه باکلاسه چکار کنیم . چی میشد برای حفظ کلاس چند واحد دامداری و شامپو سازی و سم شناسی و بهداشت خانواده هم به واحد ها اضافه میشد تاکلاس بره بالا .

جای چه واحدهایی تو این رشته خالیه وکدوم واحدها به درد نمیخوره .نظرتون چیه؟

نوشته شده در چهارشنبه 1387/01/28ساعت 17:21 توسط پدیده آقاسی کرمانی(کتابدار خودمونی)| |

 در گذشته همین پارسال رو میگم می شد با رتبه ۳۸۰۰۰ کتابداری قبول شد وکلی کلاس گذاشت که من رشته کتابداری پزشکی میخونم وکلی افه می اومدیم که اره منابع پزشکی تو دست ماست .ما کتابدارا این جوری هستیم ولی چکار کردیم ؟ 

                      هیچی . ما حتی یک پله هم ترقی نکردیم فقط خودمون، خودمون رو قبول داریم وحال چه باید کرد تا باعث رشد کتابداری شویم ؟باید چکار کنیم تا دانشجوهای تازه وارد خجالت زده نشوند وقتی میخواهند رشته کتابداری رو معرفی کنند .ما خودمون میتونیم باعث تغییرات شویم ما میتونیم ... تنها باید بخواهیم. یعنی چی ؟یعنی کلاسامون رو الکی تعطیل نکنیم و کتاب ها وجزوه ها رو برای پایان ترم نگذاریم و سر کلاس درسا رو گوش بدهیم برای زنگ تفریح یک ساعت از کلاس خارج نشیم .به عبارت دیگر آدم شویم من که آدم  نشدم ولی میخواهم آدم بشم شما هم اگر روش آدم شدن رو بلدید ما رو بی نصیب نگذارید؟

                                                            صندوق حمایت از جوجه کتابداران

نوشته شده در چهارشنبه 1387/01/28ساعت 16:10 توسط پدیده آقاسی کرمانی(کتابدار خودمونی)| |

من یک کتابدارم .؟

ترم اول بودم .یکی از اقوام ازم درباره رشته ای که قبول شده ام پرسید .گفتم :من کتابداری میخونم وفوری گفت وای شما چی انتخاب کردید وکلی مرا نصیحت کرد که چرا با این رتبه چنین رشته ای را انتخاب کرده ام و چون بهم برخورد نگذاشتم جمله اش تمام شود گفتم :من یک کتابدارم من همونی هستم که دانش واطلاعات رو با دانشی که دارم از منابع اطلاعاتی استخراج وبه شما میدهم وکلی حرف قلنبه که تنها از برخی استادهایم شنیده بودم ویا تنها تو مجلات خونده بودم تحویل دادم .مدتها گذشت تا اینکه دوباره اورا دیدم وبعد از احوالپرسی گفت :هنوز هم آتشی هستی وهمان طور مشتاق ؛ گفت: من یه پزشک بودم وتا آنموقع که حرفهایت رانشنیده بودم نظرم اشتباه بود .از اون روز هر وقت که به کتابخونه بیمارستان میرم یاد حرفات می افتم . بارها دوستان کتابدارت مرا در کارهای تحقیقاتیم یاری داده بودند ومن به ارزش کارشان نیندیشیده بودم ،تو ودوستانت باید بدونید که کار مهمی دارید ومیشه به شما گفت :آچار فرانسه . از اون روز به بعد یه درس گرفتم که بایدرشته رو بشناسم و به دیگران مخصوصا جامعه اطلاعاتی اش مانند پزشکان رشته را بشناسانم.

                                     

نوشته شده در چهارشنبه 1387/01/28ساعت 15:56 توسط پدیده آقاسی کرمانی(کتابدار خودمونی)| |
درست ربع ساعت پیش سارا عجیب قاطی کرده بود .از دست رشته کتابداری و دانشکده کلی اعصابش به هم ریخته بود و مرتب غر میزد که خسته شدم این دیگه چه رشته ایه کتابدار که نباید کتاب امانت بده واصلا اطلاع رسانی چیه؟اطلاع رسانی که اخر اسم رشته می آید چکارست و اطلاع رسان کیه .کلا سارا با اطلاع رسانی موافقه ولی با کتابداری قمر در عقرب

     بعد یک ساعت خودش فهمید که همین که هست دیگه نمیشه عوضش کرد . باید سوخت وساخت و بعد گفتمش که اگه خیلی  ناراحته بشینه تو خونه و بشه خانم خونه و بعدش چند سال بعد من به سارا میگم که جوجه کتابدار ناکام چطوری؟

نوشته شده در سه شنبه 1387/01/27ساعت 13:30 توسط پدیده آقاسی کرمانی(کتابدار خودمونی)| |